محمد عبد الله دراز (مترجم: عطائى)
76
دستور الأخلاق في القرآن (آئين اخلاق در قرآن) (فارسى)
سخنانى با تأثير ويژه برمىگزيند ، و اين سخنان همواره ميان دشوار و مبهم و افراطىترين شكل محسوس در متعادلترين صورت قرار دارد . همچنين ، منحنىهايى را مىسازد كه در آن واحد هم تيز و برنده و هم نرم و بىآزار است ! بنابراين ، از نظر روشنى و وضوح مضمون ، مىبينيم وضوح هر قاعدهاى باعث به وجود آمدن نوعى از بازدارندگى شده كه در مقابل بىبندوبارى و نافرمانى هواى نفس مىايستد و ليكن از جهت نامحدود بودن مضمون ، براى هر فرد به نوعى آزادى انتخاب را شكل مىدهد كه در محدودهء الگوپذيرىاش به حدّ اعلاى خواستهاش برسد ؛ البتّه برطبق شرايطى كه تجربه راهكار آن را تعيين مىكند ، بدانسان شكلى را برگزيند كه ميان ضرورت دنيوى و مقتضيات ديگرى كه اخلاق انسانى ايجاب مىكند ، ارتباط برقرار نمايد . بنابراين ، آنها دو امر جداگانه هستند ؛ كيفيّتدار بودن و همسويى ، كه شايسته است به وسيله تلاش فوق العاده ، و به دور از سستى و تنبلى و شتابزدگى كه قانونمند هم نيست ، به انجام رسد . و با همين روش است كه شريعت قرآنى توانسته است به كمالى درهم آميخته برسد كه براى غير قرآن ممكن نيست كه بتواند بين اين دو قسمت همسويى ايجاد كند ؛ يعنى لطف در دورانديشى و پيشرفت در پايدارى و تنوّع در عين يگانگى ! و نيز بدين روش ، شريعت قرآنى روان آدمى را مهيّا ساخته تا به خوشبختى درآميخته اطمينان داشته باشد ؛ خوشبختى جامع بين دو تناقض : فروتنى در عين آزادى و سهولت و آسانى در عين مبارزه و پيكار ، شروع و آغاز در عين ادامه و استمرار ، آرى كمتر كسى است كه اين حكمت و الا را درك كند ! از اينجاست كه برخى معاندان به اسلام خرده مىگيرند كه - بهطور مثال - راهى را مشخّص كرده است تا توده مردم در قضاياى عمومى به آن راه هدايت شوند ، و شكل دولت اسلامى را معرفى نكرده و نيز چگونگى راه انتخاب رئيس دولت اسلامى را ، آيا همه جا با قرعه صورت مىگيرد ؟ يا به گزينش بسنده مىشود ؟ و آيا آن دولت جمهورى است و يا سلطنتى ؟ . . . اين بحث افراطى و تند در تعريف قانونى ، ممكن است از ديدگاه كسانى كه قانونگذارى مىكنند مطرح شود و يا آن كسانى كه پذيراى قانون هستند . در حالت اوّل ، قانون را الزامى شمرده و نوعى از خطر و ترس را نيز از ديدگاه قانونگذاران در برابر افراد معتقد - كه ملاك